جمعى از نويسندگان
46
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
اينجاست كه علمش باز فزونى مى يابد و چيزهائى ياد مى گيرد كه قبلًا نمى دانست و غالباً بر همين منوال است تا به سن چهل سالگى برسد پس در اين هنگام است كه وى قابليت مىيابد علومى را در مورد اجسام و آنچه كه جسم و جسمانى نيست ، به دست آورد و اگر خدا توفيق دهد بداند كه در جهان ، امورى مجرد از جسم و امورى محبوس در آن وجود دارد . پس بر صاحب خرد عاقل و فطن عارف واجب است كه افكارش را در شناخت موجودات مجرد خالى از ماده و استعداد متمركزكند به طورى كه وقتى چيزى را شنيد به عمق معناى آن پى ببرد و در مرتبه لفظ و حس متوقف نشود . پس زمانى كه به وى گفته شود : فلان چيز را بسنج ، وسيله سنجش را بداند چرا كه هر چيزى را ميزانى است . ميزان و ترازوى گندم و نان شناخته شده است و ترازوى طلا و نقره نيز چيز ديگرى است كه بدان محك گفته مىشود و ميزان شعر ، علم عروض است و هكذا . . . . پس وقتى چنين است پس خيال نكن كه كلمه خداوند سبحان و كلام او ، مانند كلام مخلوقين است كه لفظ يا جمله اى ملفوظ باشد ، بلكه چيزى مناسب با آن حضرت عالى است . پس كلمه و كلام در مورد ما همان الفاظى است كه آن را براى اظهار آنچه در دل ما است ، با زبان و هوا ادا مى كنيم و كلمه حق ، جلّ جلاله العظيم ، مخلوقى است كه به واسطه آن اراده اش را اظهار مى دارد . و كلمه اول ، همان حقيقت محمديه ( ص ) است كه پيش از آن چيزى نبود . پس ابتدا آن را آفريد و سپس به واسطه آن ، اشياء ديگر را و آسمانها و زمين را آفريد ؛ همانطور كه از اهل بيت عليهم السلام وارد شده است كه فرمودند : « نحن كلمات الله التامات » و « نحن كلام الله » و « نحن كلمه الله » « 1 » و پيامبر ( ص ) اتمّ و اكمل كلمات خدا و با ارزش ترين ارزش ها و نورانى ترين انوار خدا و زيبا ترين زيبايى خدا و شريفترين شرافت الهى و قدرتمندترين قدرت الهى و كامل ترين كمال الهى و . . . است و اگر چيزى براى خداوند دوست داشتنى تر و عزيزتر از وى مى بود ، هر آينه بدان قسم مى خورد و با همين بيان ، دليل نام گذارى حضرت عيسى ( ع ) به « كلمه » توسط خداوند در قرآن « 2 » روشن مىشود پس انبياء و رسل و بلكه كل مخلوقات ، كلمات الله سبحانه هستند كه به واسطه آن ها ، اراده اش را معلوم داشته است . وبحكمتك اللتى صنعت بها العجائب و خلقت بها الظلمه و جعلتها ليلًا در شرح اين فقره از دعا مى فرمايد : بدان كه نور و ظلمت در سنت شريفه و كتاب كريم به دو معنا آمده است : اول اينكه نور گفته مىشود و مراد از آن ، نور وجود و وجودى است و ظلمت گفته مىشود و مراد از آن ، نور عدمى است كه بدان عدم اضافى گفته مىشود . مثل
--> ( 1 ) - بحر المعارف ، ج 2 ، ص 645 / بحار الانوار ، ج 25 ، ص 22 . ( 2 ) - « إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيمَ رَسُولُ اللّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ » ( نساء ، 171 ) و « إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِكَةُ يا مَرْيمُ إِنَّ اللّهَ يبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيمَ وَجِيهاً فِى الدُّنْيا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ » ( آل عمران ، 45 )